به ونيز، در 14 سپتامبر 1321 در راونا درگذشت. او در آن شهر به خاك سپرده شد و عليرغم تلاش فلورانس براي باز پس گرفتن جسد او، استخوانهايش در آن شهر دفن شده است.
2. گوئلفها و گيبلينها1. براي درك تاريخ اين عصر و بهويژه علل تبعيد دانته، بهتر است بدانيم كه گيبلينها معرف آرمانهاي اشرافيت زميندار، نواحي روستايي و امپراتور آسماني روم بودند و گوئلفها تشكيل شده بودند از شهرنشينان، بورژوازي جديد علاقهمند به تجارت، صنعت و بانكداري و دستگاه پاپ. در واقع امر، اين تمايز دقيق بر اثر بسياري سنتهاي متضاد و ريشهدار مغشوش و مبهم شده بود. اين دو حزب بسيار شبيه به احزاب بزرگ آمريكا بودند و بستگي به آنان به شرايط بيشماري مربوط ميشد، كه مهمتر از همه علايق شهري و خانوادگي بود (مثلاً وقتي پيزا گيبليني بود، دشمنش فلورانس گوئلفي شده بود، گيبلينها را ميشود با حزب محافظهكار انگلستان و جمهوريخواه آمريكا قياس كرد و گوئلفها را با حزب كارگر يا ليبرال انگليس و دمكرات آمريكا). سازماندهي عجيب حزب گوئلفي در فلورانس آن را قابل قياس با تاماني هال ميسازد.2 بغرنجي مسئله بر اثر انشعاب بيشتر شده بود. در حوالي سال 1300 كه اقليت گيبليني از فلورانس اخراج شده بودند، حزب گوئلفي دو فرقه شد، گوئلفيهاي ناب يا نري (سياهان) و گوئلفيهاي مترقيتر و آشتيجو يا بيانكي (سفيدها). نِري هوادار بونيفاكيوس هشتم و نمايندهاش شارل والوا بودند و بيانكي مخالف بونيفاكيوس هشتم و شارل. دانته، كه بيانكو (سفيد) بود با پيروزي نِري از شهر تبعيد شد و به دامن گيبلينها افتاد. بدينسان دانته گوئلفي زاده و تربيت شد و گيبلين از آب درآمد.
3. آثار دانته. ترتيب زماني آثار دانته تقريباً به شرح زير است:
1) زندگي نو. پس از مرگ بئاتريچه (1290)، احتمالاً در حدود 1292 ـ 1295 نوشته شده و شامل اشعار پيشين است.
2) درباب مزاياي زبان محلي (يا درباب فصاحت زبان عاميانه؛ ناتمام). در زمان تبعيد (يعني1302به بعد)، احتمالاً و نه حتماً پيش از
بزم و از قرار معلوم در يا پيشاز سال 1305 نوشته شده است.
3) بزم (ناتمام)، در حدود 1308؟ بهگفتهٴ پييترو فراتيچللي، ناشر اين كتاب، كتابهاي 2 و
4 در سال 1297، كتابهاي 1 و 3 در سال 1314 نوشته شده است.3
4) درباب شهرياري، حدود 1311؟
5) مسئله آب و خاك، ورونا 1320.